حرکت، بسته به شدت و ضعف، کمی و زیادی، و آمیختگیاش با سکون، اثرات متفاوت، بر بدن دارد.
- بخش اول: انواع حرکت و ویژگیهای آن
حرکت را بر پایه سه ویژگی دستهبندی می کنیم:
- شدت و نرمی: حرکت گاهی تند و گاهی آرام است.
- کمی و زیادی: گاهی کوتاهمدت و گاهی بلندمدت است.
- آمیختگی با سکون: گاهی با استراحت همراه میشود و گاهی بیوقفه ادامه مییابد.
توضیح:
هر نوع حرکت، گرمای طبیعی(حرارت غریزی) بدن را برمی انگیزد ، اما بسته به ویژگیاش، اثرش متفاوت است:
- حرکت شدید و کوتاه:
- گرمای زیادی به بدن میدهد، اما مواد(رطوبات بدنی) را کمتر مصرف میکند(تحلیل بدنی کمتر و لاغر کننده نیست)
فرض کنید جوانی با شتاب بر اسبی بنشیند و برای چند لحظه بتازد (حرکت شدید و کوتاه).
- بدنش بهسرعت گرم میشود، عرق میریزد، اما چون زمان کوتاه است، ذخیره اصلی بدنش مانند چربی بدنی،قابل توجه، کم نمیشود.
- در اینجا نفس را تند میکند، اما خستگی عمیق نمیآورد.
- حرکت زیاد و آرام:
بهآرامی مواد و رطوبات را از بدن میگیرد و گرمای کمتری تولید میکند
مانند جوانی، که در طول روز با گامهای آهسته در بازار راه برود (حرکت زیاد و آرام)،
گرمای بدنش کمکم بالا میرود، اما بیشتر از آنکه عرق کند، احساس ضعف میکند، زیرا نیروی بدنش بهتدریج تحلیل میرود.
این مانند پیادهروی طولانی در یک روز گرم است.
- حرکت زیاد با استراحت:
حرارت بدن را افزایش میدهد، اما مصرف مواد بدنی را متعادل نگه میدارد.
مانند کسی که در میان راه رفتن، گاه توقف کند و بر نیمکتی بنشیند (حرکت زیاد با استراحت)،
بدنش گرم میماند، ولی چون استراحت میکند، نیرو و رطوبتش بیش از حد از دست نمیرود.
این مانند کارگری است که در مزرعه کار میکند، اما هر ساعت زیر سایهای میآرمد.

- بخش دوم: تأثیر حرکت و سکون بر بدن
حرکت و سکون ، دو عامل اصلی دارد که بر گرما و رطوبت بدن اثر میگذارند.
الف) تأثیر حرکت:
- ایجاد گرما: حرکت، گرمای طبیعی بدن را برمیانگیزد.
- کاهش مواد: نیرو و مواد زائد را از بدن بیرون میریزد.
- سردی و خشکی در زیادهروی: اگر حرکت بیش از حد شود، گرمای طبیعی را مصرف کرده، بدن را سرد و خشک میکند.
توضیح و مثال بیشتر:
- وقتی کشاورزی در آفتاب زمین را با بیل میکند (حرکت شدید)، ابتدا بدنش گرم میشود، عرق میریزد و مواد زائد از طریق پوست دفع میگردد. این گرما به او نیرو میدهد تا کار را ادامه دهد.
- اما اگر ساعتها بدون توقف کار کند، گرمای طبیعی بدنش تمام میشود، دهانش خشک میگردد، و احساس سردی و خستگی میکند. این مانند ورزشکاری است که بیش از توانش وزنه میزند و پس از آن لرز و ضعف میگیرد.
- در حالت عادی، حرکت متعادل مانند راه رفتن پس از غذا، به هضم کمک میکند و بدن را سبک نگه میدارد، اما افراط در آن، مانند دویدن طولانی بدون آب و استراحت، تعادل را بر هم میزند.
ب) تأثیر سکون:
- سردی: سکون، گرمای طبیعی را کاهش میدهد.
- رطوبت: رطوبت و مواد زائد را در بدن نگه میدارد.
توضیح و مثال بیشتر:
- اگر کاتبی تمام روز پشت میز بنشیند و قلم بزند (سکون)، بدنش گرما تولید نمیکند، دستها و پاهایش سرد میشود، و احساس سنگینی میکند، زیرا رطوبتها و مواد زائد در بدنش جمع میگردد.
- این مانند کسی است که در زمستان، ساعتها در خانه بیحرکت میماند و بعد از آن احساس کسالت و خوابآلودگی میکند.
- در مقابل، اگر همین کاتب هر ساعت برخیزد و چند گام راه برود، گرما در بدنش جریان مییابد و از سنگینی رها میشود.
- سکون طولانی مانند آبی است که در برکهای راکد بماند و کمکم بدبو شود.

- بخش سوم: نقش عوامل محیطی (خارجی ) در حرکت
وقتی حرکت، همراه عوامل محیطی شود، اثرش تغییر میکند:
- عوامل تقویتکننده: گاهی عوامل ، اثر حرکت را بیشتر میکند.
- عوامل کاهنده: گاهی عامل ، از اثر حرکت میکاهد یا آن را دگرگون میسازد.
توضیح و مثال بیشتر:
- در کار رختشویی، که با آب سرد همراه است،
- فرد ممکن است دستهایش را با شدت حرکت دهد و عرق کند، اما چون آب سرد پیوسته بدنش را خنک میکند، بهجای گرما، احساس رطوبت و خنکی میکند.
- این مانند شنا کردن در رودخانهای خنک است که حتی با تلاش زیاد، بدن گرم نمیشود.
- در کار آهنگری، که با آتش همراه است،
- آهنگر ممکن است آرام چکش بزند، اما گرمای کوره به بدنش میرسد، عرقش را خشک میکند و تنش را گرم و خشک میسازد.
- این مانند پختن نان در تنور است که حتی اگر نانوا آرام کار کند، گرما او را میآزارد.
- در کار باغبانی
- چون با خاک و گل کار کند (ماده مرطوب)، حرکتش بدن را گرم میکند، اما خاک مرطوب دستهایش را خنک و نرم نگه میدارد.
نتیجهگیری
- حرکت و سکون دو پایه اصلی در حفظ تعادل بدن است
- حرکت، گرما میآورد و نیرو میکاهد؛
- سکون، سردی میبخشد و رطوبت را نگه میدارد.
- البته این اثر به شدت، مدت، و عامل خارجی که با آن همراه است بستگی دارد.
- زیادهروی در حرکت، بدن را خشک و سرد میکند، و زیادهروی در سکون، آن را سرد و مرطوب میسازد.
- مثلا اگر کسی روزی را با دویدن آغاز کند، سپس بیحرکت بر جای نشیند، و دوباره در آفتاب کار کند، بدنش گاه گرم، گاه سرد، گاه خشک و گاه مرطوب میشود. تعادل، در میانهروی است.
نتیجه کاربردی
- ورزشکار:
اگر با شتاب بدود، باید پس از آن آب بنوشد تا بدنش خشک نشود. مانند دوندهای که پس از مسابقه، آب و میوه میخورد.
- کارمند پشت میز:
اگر بیحرکت بماند، باید گاهی راه برود تا گرمای طبیعی بازگردد. مانند کارمندی که هر ساعت در اتاقش چند قدم میزند.
- کارگر ساختمانی:
اگر در آفتاب کار کند، باید آب و شربت بنوشد تا رطوبت بدنش حفظ شود.
منابع:
القانون فی الطب (ابن سینا) ، ذخیره خوارزمشاهی (جرجانی ) ، مفرح القلوب ( ارزانی)
